تبليغاتX
سریر
 

خنکای هوای بهاری است . خورشید تابان همچنان از ۶ صبح بهاری می تابد تا ۹ شب ؛ راستی این خورشید تابان پس از دوسال به خوبی می توان حسش کرد . گرما، درخشش و تابش  این آفرینش هستی فکر کنم کسانی بهتر درکش را خواهند کرد که فراقش را تجربه کرده باشند .

حدوداً یک هفته و اندی است که خورشید آسمان پاریس می درخشد.پس از ماهها آسمان همیشه خاکستری پاریس  ، ابرها را نمی دانم در کجا بجای گذاشته و خورشید را برای ما به ارمغان آورده است . راستی این آفتاب عالم تاب چه شور و شعفی به اروپاییان می دهد. به محض حضور این اشعه های زیبا همه به پارکها و کنار ه های رود سن و زیر ایفل روی می آورند و نهایت استفاده را از این نعمت الهی می برند. این شادی و نشاط از رنگ لباسها هم بچشم می خورد . کوچک و بزرگ ،پیر و جوان با دوچرخه ،اسکوتر ،اسکیت در مسیر های مختلف که به جنگل ها منتهی می شوند می توان دید.البته ورزش و دویدن از برنامه های حذف نشدنی در برنامه هفتگی پاریسی هااست . بیشتر روزهای تعطیل که حتی بارانی است خانمها و آقایانی خواهی دید که در باران می دوند با همان گرم کن های ورزشی ، راستی چه خوب اینها خودشان را بامحیط وفق می دهند ؛ باران دلیلی بر خذف برنامه هفتگی آنها نیست . این هفته که حسابی هوای پاریس گرم و آفتابی شده است ،استقبال از برنامه های ورزشی هم دو چندان شده و اغلب خانوادگی با هم ورزش می کنند و در جنگل هاو پارکها شاهد جضور آنها هستیم . .   قایق سواری از ورزش هایی است که روزهای آفتابی بیشتر استقبال می شود .  امواج آرام رود سن و درخشش این آفتاب عالم تاب و حرکت کشتی های توریستی بروی این رودزیبا و شور و شعف مسافران که از تمام نقاط جهان به دیدار برج ایفل آمده اند بسیار نشاط آور است . همه با دوربین هاشان در حال شکار لحظات اند . به نظر من برای دیدن انسانها از تمامی نژادها حضورچند ساعتی در زیر برج ایفل کافی است . البته  چینی ها و ژاپنی ها را بیشتر از هر ملیتی خواهید دید . اغلب توریست ها ترجیح می دهند تا ساعاتی از شب هم در کنار ایفل بمانند تا شامگاهان درخشش ستاره های این برج زیبا را ببینند .

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 |

بهار نماد زایش ، تبلور طبیعت ، نماد پاکی ، امید ، نشاط ،شادی و زندگی دوباره است . بهار که نمونه بارز حیات پس از مرگ و رستاخیز بزرگ است همیشه از ملموس ترین نشانه های قدرت بزرگ  پروردگار جهانیان بوده و هست . خداوند در آیات متعدد به فصل بهار و زنده شدن زمین اشاره کرده است .

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال 

در کتاب بحار النوار علامه مجلسی نیز نقل قولی از امام صادق ذکر شده است که به معلی بن خنیس فرمودند:

ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان  پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح  بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل  بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی  را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی   موعود (ع)ظهور خواهد کرد.

 

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 |

دوستان خوب و صادق همیشه در ذهن ها می مانند وهمچنان دلمان برایشان تنگ می شود . یادش بخیر ...

سال 73درشیراز  دبیرستان نمونه درس می دادم که دانش آموزی داشتم بسیار آرام و درس خوان و دوست داشتنی . پس از مدتی فهمیدم که آیین او زرتشتی است . اما در آن دبیرستان همه شیعه و مسلمان بودند . اما او به آیین ما خیلی احترام می گذاشت .مثلا در موقع صبحگاه حتی با همه دعای فرج می خواند ؛ خلاصه چند کتاب از او به امانت گرفتم و خواندم ، مطالب تماماً فرهنگ و آداب ایران باستان بود و  من بیشتر علاقه مند شدم  بیش از ده یا پانزده کتاب از ایران باستان را مطالعه کردم . آیین گذشتگان و پیشینیان بسیار برایم خواندنی بود و روز به روز خواندنی تر می شد . تا این که حتی برای خریدن یکی از کتابهای ابوالقاسمی نمایشگاه کتاب را زیر و رو می کردم . این دانش آموز و دوست عزیزم من رو با دنیای گذشتگانمان آشنا کرد . و علاقمند به خواندن رشته فرهنگ زبان و ادبیات ایران باستان شدم . وقتی که به هر یک از اعیاد ایرانیان باستان می رسیم این دوست عزیز را یاد می کنم هر جا هست خدایش بسلامت باد . ایرانیان باستان همواره زندگیشان با جشن و شادی عجین بوده است . هر روزرا با نامی یاد می کرده اند و هر ایام را نمادی از خلقت اهورمزدا به گونه ای که خودشان می دانسته اند بزرگ می داشتند . در این میان جشن سپندارمذگان را می توان نام برد.

جشن سپندارمذگان  هم از آیین ایرانیان باستان بوده است که هر ساله حدود بیست قرن پیش از میلاد مسیح بر گزار می شده است . روز سپندارمذ گان یا اسفندارمذگان جشن زمین و بزرگداشت عشق است که در ایران باستان زنان را بر تخت نشانده و به آنها هدیه تقدیم می کرده اند ..  که در فرهنگ اروپاییان به جشن والنتاین معروف است . والنتاین یا (والنتیوس ) نام کشیشی است که در زمان کلودیوس دوم می زیسته است . کلودیوس معتقد بود که سربازان مجرد مرد جنگ هستند و آنها سپرهای بهتری برای لشکر بحساب  می آیند بنابر این با ازدواج آنها مخالف بود . در این میان والنتیوس کشیش مخفیانه سربازان رومی را به عقد دختران مورد علاقه شان در می آورد . پس از مدتی کلودیوس این فرمانروای رومی ؛ والنتیوس را به زندان می افکند و او در زندان دلباخته دختر زندانبان می شود و پس از مدتی به جرم عقد کردن سربازان اعدام می شود . این روزرا به نام او روز عشاق نامیده اند .

امروز در پاریس هم تمام پوستر ها ، ویترین بوتیک ها و فروشگاهای بزرگ نمادی از این عید به چشم می خورد. بعضی از فروشگاهها برای خرید کادو آقایان در صف های طویل ایستاده بودند و عده ای از رهگذر ها هم با دسته گل های زیبا شتابان در حرکت ، مبادا تا رسیدن به مقصد این گلها پژمرده شوند !

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 |

دخترم شیدا و دوستانش

نوفل لوشاتو !

این کلمه یاد آور امام خمینی قدس (ره)، انقلاب ، روزهای آغازین انقلاب اسلامی،شور و حال مردم ایران است . به محض شنیدن این کلمه تمامی حال و احوال روزهای انقلاب برای همه یکجا تداعی می شود . آن روزها یادش بخیر ...

روز یکشنبه مصادف با ۱۴ بهمن ماه  ۱۳۸۶ جمعی از ایرانیان به نوفل لوشاتو رفتیم . این برنامه به تدارک  سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار شد  و استقبال کنندگان هم زیاد بودند ؛حدود ۷ اتوبوس از جلو در سفارت ایران در پاریس به نوفل لوشاتو رفتیم .  در این برنامه سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران نیز حضور داشتند و سخنرانی ایراد فرمودند و یاد و خاطره امام راحل را گرامی داشتند . دبستانی ها هم سرود انقلاب اسلامی خواندند . آن روز هوا آفتابی و بسیار عالی بود . درخت سیب که عکسی از امام زیر این درخت به جای مانده است را آذین کرده بودند . همه و همه مایل بودند که جایی که امام به درخت تکیه زده بود را بنشینند و عکسی را به صفحه خاطرات قطورشان بیفزایند. آن در ورودی سبز رنگ همه و همه جا پای امام بود . راستی چه احساس خوبی بود . یادش بخیر جای شما سبز .

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 |

با تشکر از دوستان که همواره یاد آوری می کنند که یادداشت جدید بفرستیم . گاهی اوقات به مواردی برخورد می کنیم که ساعتها ذهن ما را به خود مشغول می کند و دوست داریم که یا برای دوستی بگوییم یا بنویسیم تا این ذهن از این بار نجات یابد این هم ذهن امروز که به این موضوع درگیر شد . ..

تا کنون برای شما پیش آمده که در مطب دکتر  ساعتها منتظر ویزیت شدن باشید ؟

در فاصله ای که منتظر می مانید تعداد زیادی بیمار هم مثل شما از این انتظار رنج می برند . گاهی اوقات شما از قبل یعنی 6 یا 4 یا 2  ماه قبل و یا چند هفته و یا چند روز قبل وقت گرفته اید برای ساعتی مشخص ؛ اما شما حدود 1 ساعت منتظر ویزیت آقای دکتر هستید که ناگهان صدای پایی می شنوید که به اتاق انتظار که مملو از مریض است نزدیک می شود .خانم منشی هم با هزار ناز و ادا در حال صحبت کردن با تلفن و گاهی گوشی همراه هستند و به هیچ وجه پاسخگوی بیماران نمی باشند . گاهی هم ملچ و ملچ آدامس می جود و یا با آرامش کامل در حال خواندن مجله ویا ناخن هایش را ورانداز می کند تا شاید از فرم و حالت اصلی خودش دور مانده باشد و .... بعد که این جناب وارد شدند ناگهان خانم منشی بلند می شود و پس از عرض سلام اطلاعاتی ردو بدل میشود و تازه پس از یکی دوساعت انتظار ویزیت بیماران آغاز می شود ...........

 

اغلب ما این چنین موقعیت هایی را تجربه کردیم . اما در مطب دکترهای پاریس اغلب از این تشریفات خبری نیست .هنگام تماس  برای تعیین وقت ویزیت خود دکتر با بیمار صحبت می کند ؛ درد را می پرسد , اگر ضروری باشد نهایت سعیش را می کند که در اولین فرصت بیمار را ویزیت کند؛ شما ره تلفن را از شما می خواهد ؛اگر دیر مراجعه کردی خودش تماس می گیرد و علت را جویا می شود . وقتی به مطب وارد می شوید خبری از آن منشی های پر ادا نیست ؛ با سالنی پر از مریض هم روبرو نخواهید شد ، اگر سر وقت بروید هیچ کسی در سالن انتظار نخواهید دید چون مریض قبلی سر ساعت آمده و ویزیت شده و رفته ؛ و این ساعتی که شما مراچعه کرده اید فقط و فقط به شما اختصاص دارد و جالب تر آن که هیچ منشی و دستیاری در کنار پزشک نیست و همین که شما از اتاق پزشک خارج می شوید زنگ بصدا در می آید و مریض بعدی وارد می شود . راستی این نظم و انظباط را پزشکان به مردم آموخته اند یا مردم همه با هم به این نظم احترام می گذارند ؟ در چه دروه ای از زندگی مردم این دیارارزش  وقت را برایشان معنی  کرده اند ؟شاید از همان دوران ابتدایی و یا نه چند سال بعدتر ؟ چه کسانی در تعریف  ارزش وقت نقش بیشتری داشتند ؟جامعه یا خانواده ؟  آنها به زمان احترام می گذارند یا به خودشان ؟

انظباط فردی در مردمان این دیار زیاد به چشم می خورد . آنها همیشه خود را مجبور به انجام دادن کاری در زمان معین می کنند . خواه مایل به انجام آن باشند خواه نباشند . مثلاً همسایه ما نوه کوچکی دارد که صبح روز شنبه ها که روز تعطیل می باشد اورا به  گردش می برد . حالا اگر هوا سرد باشد یا حتی نم نمی باران هم ببارد این برنامه حذف نمی شود حتی ساعتش هم به تعویق نمی افتد , فقط با تجهیزات بیشتری کودک را به پارک خواهند برد . یک مثال دیگر ؛ کارگر های شرکت توتال دو ماه یک بار شیشه های این برج عظیم را از بالا به پایین با تجهیزات کامل می شویند و براق می کنند ؛ گاهی همین روز باران می بارد اما  کار آنها تعطیل نمی شود چون از قبل قرار بر این بوده که در همین ساعت و همین روز این کار عملی شود پس با دقت بیشتر و بهتر انجام می دهند . آنها همواره به دنبال روش هایی هستند که بتوانند فرایند انجام هر کاری را ساده تر کنند و از تعداد مراحل انجام کار بکاهند تا بتوانند کارها را با صرف وقت و هزینه کمتری به انجام برسانند .

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در چهارشنبه دهم بهمن 1386 |

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در جمعه بیست و هشتم دی 1386 |

در گذشت دکتر شهیدی دردانه اساتید تاریخ اسلام ایران را به رهپویان قیام حسینی (ع) تسلیت عرض می نمایم .وی در سال 1297 خورشیدی در شهر بروجرد به دنیا آمد .پس از تحصیل مقدماتی به نجف اشرف رفت و در آن جا از محضر آیت ا...خویی بهره برد و به کسب درجه اجتهاد نایل آمد . پس از مراجعت به ایران مجله فروغ علم را در سال 1330 منتشر کرد ؛ سپس در سال 1340 دکترای زبان و ادبیات فارسی را به پایان رساند.وی از سال 1328 همکاری با لغت نامه دهخدا را آغاز کرد و در سال 1342 معاون آن موسسه شد و در تهیه و تنظیم فرهنگ فارسی معین با استاد دکتر معین همکاری داشت . دو سال بعد به سمت ریاست موسسه لغت نامه دهخدا برگزیده شد . دکتر شهیدی از دانشمندان و استاد بزرگ تاریخ ادب ایران و اسلام بود.تسلط وی بر ادبیات عرب و پارسی باستان  را در سبک و شیوه نگارش او می توان دید . او از محضر اساتیدی چون بدیع الزمان فروزان فر ، جلال همایی ، عباس اقبال آشتیانی ، آیت اله سید ابوالقاسم خویی مستفیذ شده است . " زندگانی حضرت فاطمه (س) ، زندگی علی بن الحسین (ع) ، تاریخ تحلیلی اسلام و ترجمه شیوا از نهج البلاغه،پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع)،زندگی نامه ابوذر غفاری ، انقلاب بزرگ ، زندگی حضرت سجاد(ع) ، زینب (س) شیر زن کربلا ، محدودیت در اسلام ، تصحیح و حاشیه بر کتاب دره نادره  " از آثار برجسته دکتر شهیدی می باشند . د رمقدمه کتاب "پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین (ع) " ضمن تأکید بر غیر واقعی بودن بسیاری از واقعه های تاریخی ؛ خواهان بازنویسی تاریخ اسلام شده است . متمایز بودن مجموعه کتب تاریخ اسلام دکتر شهیدی از دیگر کتب تاریخی شیوایی و رسایی قلم اوست.تمامی اقشار اجتماعی از نوشته های او به دلیل  قابل فهم بودن رویدادهای تاریخی و بدور از پیچیدگی استقبال می کنند.  روحش شاد و راهش پر رهرو باد .  

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 |

 

پاریس هم مثل ایران که از اواخر بهمن ماه همه در تب و تاب سال جدید هستند تقریباً چهل روز قبل از آغاز سال جدید چراغانیها و خرید های سال جدیدشان را شروع کردند .همان رفتارهای مشترک انسانها به وضوح قابل تشخیص است . سنت کمک به هم نوع و فکر محرومان بودن در وقت شادی ها و اعیاد گویا تنها مخصوص ما ایر انی ها و مسلمانها نیست بر خلاف تصور ذهنی غالب ما .

باورم نمی شد که در قلب اروپا و در شهر پاریس هم مردم از این کارها بکنند !اگر خودم از نزدیک ندیده بودم آنرا درک نمی کردم . آنها هم مثل ما جشن عاطفه ها و یا همان جشن نیکوکاری و یا هر اسم دیگری که در ایران خودمان روی این برنامه ها می نامند دارند . قصدم از نوشتن این حرفها  ؛ شیفتگی و شیدایی این فرانسوی ها نیست !به هیچ وجه ؛ تنها قصدم واقع نگاری است و آنچه دیده ام ،بی  شاخ و برگ و بی هیچ توجیه و تفسیر اضافی !

یک شنبه  ؛ ۱۶ دسامبر ۲۰۰۷ برابر ۲۵ اذر ماه ۸۶ اکثر فروشگاهها باز بودند. عادت دارند که سه یکشنبه آخر سال میلادی مراکز خرید عمومی باز باشند . ( مانند جمعه های ماه اسفند خودمان ) ما هم بخاطر سرمای شدید این یکشنبه ترجیح دادیم بجای رفتن به پارک و هوای باز ؛ به مرکز خرید لدفانس برویم . سری زدیم به فروشگاه بزرگ تویز رویز به اتفاق بچه ها . پس از خرید و گذشتن از صندوق در قسمت خروجی فروشگاه گروهی دختران جوان که همگی لباسهای هم شکل پوشیده بودند (یک گروه از  NGO    بودند ) در عین سادگی ، بصورت رایگان برای افرادی که بخواهند کالاهای خریداری شده را کادو می کردند . این خدمات رایگان بود ؛ در کنار آنها چند قلک و چند سبد حصیری کوچک زیبا برای جمع آوری سکه های اهدایی مردم گذاشته بودند تا هر کس خواست کمک کند . در کنار آن و بر روی دیوار اطراف تعدادی عکس و پوستر را می بینیم که در آن توضیح داده اند که این هدایا برای چیست ؟ عکس مردم محروم چند کشور آفریقایی دیده می شود و همینطور دوستانشان که در حال کمک به آنها هستند .

یونیسف هم این روزها فعال است و همچنان که بولتن ها و بروشورهایی توزیع می کند و فعالیت های انسان دوستانه خود را شرح می دهد به جمع آوری کمک های مردمی (اروپایی) مشغول است .

 

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در دوشنبه دهم دی 1386 |

                            

طبق محا سبات "دیونیوس اگزیگوس" تقویم نویس عهد باستان  25 دسامبر زادروز تولد عیسی بن مریم است که در ناصره فلسطین چشم به جهان گشود . سالروز میلاد عیسی مسیح پیام آور صلح و دوستی از طرف خداوند، را گرامی می داریم . عید کریسمس یکی از رسوم  نیک در میان ملت های مختلف جهان است . جشن کریسمس که از سال 352 میلادی هر ساله بر گزار می شود یکی از اعیاد مذهبی مسیحیان به شمار می رود .

 تاریخ نویسان بر این باورند در یکی از این شب های سرد که تاریکی و ظلمت بر چهره جهان و جهانیان سنگینی می کرد مسیح آمد تا چهره جهان را دگرگون سازد او آمد تا پیام آور صلح و دوستی از سوی خداوند برای آزادگان جهان باشد .  ارامنه و ارتودکس ها 25 دسامبر یعنی 4 دی ماه را سالروز تولد عیسی مسیح

 می نامند اما گروه اندکی  از ارامنه نیز 6 ژانویه  را به عنوان روز تولد مسیح جشن می گیرندو در  بسیاری از کلیساها آیین مذهبی بر گزار می کنند . بسیاری از کلیساهای مسیحی از چهار یکشنبه پیش  از تولد حضرت عیسی (ع) یعنی قبل از 25 دسامبر  را به عنوان ایام مقدس جشن می گیرند . در پاریس نیز از همین ایام شروع به آذین بستن خیابانها و میدانها کردند، مراکز خرید و فروشگاهها پر از درختهای کاج تزئئین شده و به شکل بسیار زیبایی همه جا را مزیین کرده اند . شور و نشاط و توجه مردم به تولد حضرت عیسی (ع)  نشانی از حضور مذهب در میان قلوب مردمان این سرزمین است .

 روزی به اتفاق دوستان به کلیسای قلب مقدس رفتیم برای سیاحت ، دراین میان پس از برگزاری مراسم مذهبی مسیحیان معتقد را با چشمان اشک آلود می دیدم که زانو زده و روبروی تندیس عیسی مسیح طلب مغفرت می کردند ، گوشه های عرفانی که در فضای غرب کمتر می توان دید .

بابا نوئل هم در گو شه گوشه های پاریس با لباس قرمز زیبایش به بچه ها نشاط می دهد و همه لحظه های این سال نو را در کنار او با عکس شکار می کنند . درختهای منور شده خیابان شانزلیزه که زیباتر از هر جای پاریس شده همه را به شعف می آورد و هر عابری را متحیر می کند . تنها برای آذین بندی خیابان چهل کیلومتری شانزه لیزه ، یک میلیون یورو هزینه شده است .

 

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در سه شنبه چهارم دی 1386 |

 

چشن شب یلدا از کهن ترین جشن ایران باستان است . 7 هزار سال پیش ایرانیان باستان که به دانش  گاهشماری دست پیدا کردند متوجه شدند که درازترین شب سال شب اول زمستان است. آنها بر این باور بودند که فردای شب یلدا با تابیدن خورشیدروزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی فزونی می یابد . . شب اول زمستان را روز تولد میترا یا شب زایش مهر می نامیدند .

مهر (خورشید) یکی از ایزدان اهورایی است که هم اکنون قسمتی از اوستا به نامش نامگذاری شده است و در "مهر یشت " اوستا می خوانیم که : " مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید."

ایرانیان باستان  تاریکی و سرما را نشانه هایی از اهریمن و روز و روشنایی خورشید را نشانه هایی از آفریدگار می دانستند . نیاکان ما در شب یلدا یا تولد مهر دور هم جمع می شده اند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و سفره ویژه ای به مانند سفره عید نوروز فراهم می کرده اند . سفره شب یلدا جنبه دینی داشته و مقدس بوده و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا زمستان را به خوشی سپری کنند. میوه های تابستانه و زمستانه یعنی میوه های تازه و خشک تمثیلی از آن بوده که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشند .

ما ایرانیان پاریس نیز امشب درمراسم جشن شب یلدا که به همت خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران برگزار شد گرد هم آمدیم و این سنت دیرینه نیاکانمان را گرامی داشتیم . این مراسم ابتدا با موسیقی سنتی آغاز شد و سپس پرده خوانی شاهنامه با صدای گیرا و رسای آقای مهدی فقیه که برای همه جالب و جذاب بود . برنامه را با حافظ خوانی زیبا و شیوای جناب آقای نعمتی دنبال کردیم که د راین قسمت از برنامه  به نیت بهروزی و شادکامی  تفعلی به لسان الغیب حافظ شیراز  زدند و برنامه هم چنان گیراتر شد . تفعل به حافظ شیراز زدیم که گفت:

 

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

 

راحت جان طلبم و زپی جانان بروم

 

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب

 

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

 

چون صبا با دل بیمار و تن بی طاقت

 

به هوا داری آن سرو خرامان بروم

 

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در شنبه یکم دی 1386 |