تبليغاتX
سریر - یلدایی دیگر

 

چشن شب یلدا از کهن ترین جشن ایران باستان است . 7 هزار سال پیش ایرانیان باستان که به دانش  گاهشماری دست پیدا کردند متوجه شدند که درازترین شب سال شب اول زمستان است. آنها بر این باور بودند که فردای شب یلدا با تابیدن خورشیدروزها بلند تر شده و تابش نور ایزدی فزونی می یابد . . شب اول زمستان را روز تولد میترا یا شب زایش مهر می نامیدند .

مهر (خورشید) یکی از ایزدان اهورایی است که هم اکنون قسمتی از اوستا به نامش نامگذاری شده است و در "مهر یشت " اوستا می خوانیم که : " مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید."

ایرانیان باستان  تاریکی و سرما را نشانه هایی از اهریمن و روز و روشنایی خورشید را نشانه هایی از آفریدگار می دانستند . نیاکان ما در شب یلدا یا تولد مهر دور هم جمع می شده اند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و سفره ویژه ای به مانند سفره عید نوروز فراهم می کرده اند . سفره شب یلدا جنبه دینی داشته و مقدس بوده و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا زمستان را به خوشی سپری کنند. میوه های تابستانه و زمستانه یعنی میوه های تازه و خشک تمثیلی از آن بوده که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشند .

ما ایرانیان پاریس نیز امشب درمراسم جشن شب یلدا که به همت خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران برگزار شد گرد هم آمدیم و این سنت دیرینه نیاکانمان را گرامی داشتیم . این مراسم ابتدا با موسیقی سنتی آغاز شد و سپس پرده خوانی شاهنامه با صدای گیرا و رسای آقای مهدی فقیه که برای همه جالب و جذاب بود . برنامه را با حافظ خوانی زیبا و شیوای جناب آقای نعمتی دنبال کردیم که د راین قسمت از برنامه  به نیت بهروزی و شادکامی  تفعلی به لسان الغیب حافظ شیراز  زدند و برنامه هم چنان گیراتر شد . تفعل به حافظ شیراز زدیم که گفت:

 

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

 

راحت جان طلبم و زپی جانان بروم

 

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب

 

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

 

چون صبا با دل بیمار و تن بی طاقت

 

به هوا داری آن سرو خرامان بروم

 

+ نوشته شده توسط لیلا مهندس در شنبه یکم دی 1386 |